كتاب حساب‌، هم‌چنان كه از نامش برمي‌آيد. از نوع حساب بوئتيوس (و مقابل حساب‌ عملي‌) است‌، يعني از تناسب‌، خواص اعداد، اعداد مثلث و مربع و غيره بحث مي‌كند. تعداد چاپ‌هاي فراوان آن (از سال 1495 به بعد) حاكي از شهرت فراوان آن در سده‌هاي پانزدهم و شانزدهم است‌.
هندسه‌ٴ نظري در چهار بخش است‌. به‌ترتيب زير:
1) چندضلعي‌هاي ستاره‌اي‌. چنين چندضلعي‌هايي را با امتداد دادن اضلاع يك چندضلعي‌ منتظم كوژ مي‌توان ترسيم كرد؛ بدين ترتيب مي‌توان يك چندضلعي ستاره‌اي مرتبه‌ٴ اول به‌دست‌ آورد، به‌همان ترتيب مي‌توان آن‌را به چندضلعي ستاره‌اي مرتبه‌ٴ دوم تبديل كرد و الي‌ٰ آخر.
پنج ضلعي ستاره‌اي نخستين كثيرالاضلاع ستاره‌اي مرتبه‌ٴ اول و مجموع زواياي آن معادل دو قائمه است‌؛ هر ضلع اضافي موجب افزايش دو قائمه مي‌شود، بنابراين چندضلعي ستاره‌اي n ضلعي برابر است با (2n-8) قائمه‌. (برادواردين اين قاعده‌ٴ كلي را صريحاً نگفته است‌.) نخستين‌ چندضلعي ستاره‌اي مرتبه‌ٴ دوم هفت ضلعي است‌؛ و به‌طور كلي‌تر نخستين كثيرالاضلاع ستاره‌اي‌ مرتبه‌ٴ m ام از سومين كثيرالاضلاع مرتبه‌ٴ (m-1)ام به‌دست مي‌آيد. بخشي از اين مطلب را قبلاً كامپانو (سيزدهم ـ 2) گفته بود.
2) اشكال هم‌پيرامون‌. برادواردين ثابت كرد: الف‌) از دو شكلي كه طول محيطشان برابر باشد، مساحت آن شكلي بزرگ‌تر است كه تعداد اضلاعش بيشتر باشد. ب‌) از دو شكلي كه تعداد اضلاعشان برابر و محيطشان مساوي باشد مساحت آن شكلي بزرگ‌تر است كه زوايايش‌ مساوي باشد. پ‌) از دو شكل با تعداد اضلاع و زواياي برابر، مساحت كثيرالاضلاع منتظم بيشتر است‌. د) مساحت دايره بيش از همه‌ٴ شكل‌هاي هم پيرامون است‌. مأخذ برادواردين به احتمال‌ زياد زنودوروس (دوم ـ 1 پ م‌) بوده‌، كه از او ذكري نكرده است‌. هنوز رساله‌ٴ زنودوروس به‌طور ناقص شناخته شده است (يادداشت مرا در ايسيس 28، 461 ببينيد).
3) نظريه‌ٴ تناسب‌، مقادير گويا و گنگ‌. آشنايي با مقدار عدد پي ارشميدس = 7/22.
4) هندسه‌ٴ فضايي‌. زاويه‌هاي فضايي‌، حجم‌هاي منتظم پنجگانه‌؛ كره و دواير روي سطح آن‌.
قضاياي آخري از كتاب اُكَر (كتاب الاُكَر ثاوذوسيوس‌) تيودوسيوس بي‌تي‌نيايي اقتباس شده است‌ (اول ـ 1 پ‌م‌).
رساله‌ٴ امتداد راجع به اتصال رياضي و فيزيكي‌، يعني آن چيزي است كه موٴلف آن را ساختار اتصال مي‌نامد. در آن نتيجه مي‌گيرد كه اتصال تنها ممكن است در داخل اتصال‌هايي‌ مشابه خودش مستحيل شود و نه در داخل اتم‌ها. تمايز ميان بي‌نهايت بالقوه و بالفعل‌، تمايز ميان اتصال پيوسته (از قبيل سطح و خط) و اتصال متوالي (از قبيل زمان و حركت‌). بحث در گرانش‌؛ سطح آزاد يك مايع در حال تعادل ايستا، سطحي كروي است كه با زمين و